چون پشت هر شب طلوع است باعث نمي شو د فكركنيم ما نيز تا ابد همراه اين طلوع بيدار ميشويم و بايست بدانيم مرگ ما را از اين چرخه بيرون مي اندازد هر چند به چرخه ي تكراري شب و روز آسيبي نمي رساند پس همانطور كه هيوم فيلسوف تجربه گرا ميگويد ما نبايست فكر كنيم كه چون هر صبح از خواب بلند مي شويم و شب را پشت سر مي گذاريم تا ابد اين چرخه ادامه دارد و اين يك حقيقت خلل نا پذير است درست مثل اينكه باغباني هر روز به درختي آب ميدهد و از آن مراقبت ميكند اما روزي با تبر به سراغ آن مي آيد و درخت را قطع ميكند تا از چوب آن بهره ببرد كه منظور از آن دوري از عادت است و گرفتن اين نتيجه كه تكرار رويدادها به معني ابدي بودن آن ها نيست و اين درست حربه ايست كه سياستمداران از ان بهره ميبرند و مردم را به تكرار رويدادها عادت ميدهند و مردم به سادگي فريب ميخورند بدون انكه بدانند تكرار رويدادها به معني ابدي بودن انها نيست و از طرفي هم قادر به حل مسائل پيچيده به مانند اينكه چرا باغبان هر روز به درختان آب ميدهد نيستند


