عشق نه چيز خوبيه ، نه چيز بديه ، واي به حالت اگر عاشق بشي اولش كبكه برات مثل خروس قوقولي قوقول مي كنه گنجشكها برات مي شن قناري . يه مشت علف هرز تو يه وجب زمين باير برات مي شن چمنزار و بوستان . بشكن مي زني و مي رقصي .
"قربونش برم مجيد پسر خوبيه . خيلي آقاس . رو دسش نيس ."
"زيده مه تكه اگه بگردي تو صدتا دختر يكيش مث فدانه نمي شه "
واي به اون روزي كه يكي پشت سر آقا مجيد و فدانه خانم يه حرفي بزنه مي شي مترسگ سرخرمن . زمين و زمون رو به هم مي ريزي، دنبال تبرزين نادر شاه مرحوم مي گردي تا با يه حركت سرطرف رو بندازي جلو پاش . فكر ميكني آزاد شدي و تموم دنيا مال تو شده . آسمون دهن باز كرده و تلپ مجيد آقا يا فدانه خانم افتاده رو زمين . نه ديگه اهميت به خودت مي دي و نه به دور و بري هات . هر چي بهت بگن فكر مي كني ياسينه . آخه يكي پيدا نمي شه بگه پدرت خونه دار ، مادرت كارخونه دار ، چائيت نبود نسكافت نبود عشق خيابوني كه نشد عشق . سرت رو بنداز پايين مثل بچه آدم زندگيت رو بكن .
شهرداري تهران، که همیشه بهدنبال طرحهای بدىع و منحصر بهفرد ـ مثل پروژه منورىل ـ است، بلافاصله از اىن طرح استقبال کرده و تعدادي مار غيرسمي قويبنيه را براي مبارزه با موشها در جويهاي تهران رها ميكند. چنانچه آلودگي وسيع جويها، اين مارها را از پا درنياورد و همچنين به فرض آنکه اين مارها در همان روزهاي اول خوراك ابرموشهاي ابرجويهاي ابرشهر تهران نشوند...! و با فراهم بودن چند شرط اساسي ديگر، مارها شروع به خوردن موشها ميكنند. چون موشها خيلي زيادند و ضمنا مارها هم دشمن طبيعي ندارند (علاوه بر آنكه قاعدتا تعدادي از پرسنل شهرداري هم موظف به حافظت و مراقبت «غيرمحسوس» از مارها خواهند بود!) طبق قواعد زىستشناسی، مارها در اندکزمانی با انفجار جمعيت مواجه ميشوند و تعداد موشها به شدت كم شده و به سمت نابودي ميروند. مارهای گرسنه از موشخوري به گربهخوري روي ميآورند اما همين مشكل، پس از چندي در مورد گربهها هم اتفاق ميافتد. مسئولان متوجه ميشوند كه اگر ماجرا به همين منوال ادامه يابد، به زودي نوبت به شهروندان خواهد رسىد و ممکن است خدایناکرده بعد از شهروندان عادی، نوبت به مسئولان برسد! در نتىجه به فکر چاره میافتند: نيمي از مسئولان بلافاصله از طرق مختلف (مهاجرت، پناهندگي، تحصيل و...) به اتفاق خانواده به اروپا و آمريكا عزيمت ميكنند و نيمي از نيم ديگر ـ كه در كشور ماندهاند ـ بار و بنديل را ميبندند و ميروند به سوي ويلاهايشان در شهرهاي شمالي و جنوبي و شرقي و غربي كشور. چند نفر از ربع باقيمانده، يادشان ميآيد كه در قصههاي دوران كودكي شنيده بودهاند كه خارپشتها و جوجهتيغيها، دشمن مارها هستند... .
اپوزيسيون در تلويزيونهاي لوسآنجلسي اعلام انقلاب ميكند و آمريكا و اسرائيل از «جنبش مردم ايران بر ضد رژيم خارنشناس» رسما حمايت ميكنند. گارد ویژه به خیابانها میآیند و بعد از مصرف دو هزار باتوم و هزار و پانصد گازاشکآور و... بالاخره نيروي انتظامي 110 درصد از تجمعكنندگان را بازداشت ميكند و غائله فرو ميخوابد.
رئيسجمهور، در يك سخنراني در مورد نانوتكنولوژي كه بر روي سد لتيان و براي دانشجويان فلسفه برگزار شده است از طرف شهردار به خاطر اظهارات نسنجيدهاش عذرخواهي ميكند. دو دقيقه و 23 ثانيه بعد، شهردار، كنفرانس مطبوعاتي تشكيل ميدهد و ضمن موضعگيري شديد در برابر رئيسجمهور، بعد از 68 دقیقه متلکپرانی به دولت وشخص رییس جمهور،از او ميخواهد به جاي متلك گفتن، فكري به حال شهروندان كند كه از دست جوجهتيغيها و خارپشتها امان ندارند.
توپ در زمين دولت ميافتد و متعاقب آن دولت لايحهاي را به مجلس پيشنهاد ميدهد كه بر مبناي آن، به تعداد مورد نياز دستگاه «اپیلاسیون جوجهتيغی» به كشور وارد شود. لايحه در چرخه دولت، مجلس، شوراي نگهبان ميافتد و عاقبت بعد از يك ماه، با دخالت مجمع تشخيص مصلحت نظام، تصويب ميشود. هيأتي براي خريد وسايل به آلمان سفر ميكنند و مستقیما" با واسطهها وارد مذاکره میشوند. جلسات و ضیافتهای خصوصی(!) میان هیات خریداری و چند دلال-فروشنده برگزار میشود و بعد از چند روز از طرف هیات خریداری پیغامی برای مقامات ایرانی فرستاده میشود مبنی بر اینکه ... .
عکس دستگاهها در تمام رسانههای بینالمللی منتشر میشود.از آنجا كه دستگاههای اپیلاسیون جوجهتيغی عجيب و غريباند و توضیح و تشریح ماجرای موشها و مارها و جوجهتیغیها شاید وقتگیر و مشکل باشد، به ابتكار يكي از اعضاي هيأت خريداري، اعلام ميشود كه اينها «دستگاه هرس درخت انار» هستند.
حساسيت مجامع بينالمللي بيشتر برانگيخته ميشود و سرانجام مشخص ميشود كه ايران، دروغ گفته است. سازمان انرژي اتمي جهانی اعلام ميكند كه با توجه به آنكه اين دستگاهها براي هرس درخت انار نبوده و ضمنا تعداد پیچهای یدکی آنان بيش از مقدار لازم است در نتيجه تمام جويها، باغهاي انار و نيروگاههاي ايران بايد پلمپ شوند تا به موضوع رسيدگي شود. ايران موافقت ميكند اما از رسيدگي خبري نميشود در نتيجه بهصورت یکطرفه فك پلمپ ميكند.
اروپا و آمریکا تهديد به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت ميكند اما ايران اعتنايي نميكند... .
دکتر مسعود پزشکيان افزود: تاکنون 29 نفر در قم، 17 نفر در شهرستانهاي کرج، شهريار و اسلام شهر، 7 نفر گلستان و 5 نفر در شهرستانهاي تهران، بوشهر، قزوين، سيستان و بلوچستان و همدان مبتلا شده اند.
وي گفت: به علت انجام مهاجرتهاي مختلفي که از قسمتهاي مختلف کشور به شهرستان قم ميشود و نيز به علت حضور افغانيها و پاکستانيها در اين شهر، بيشترين تعداد مبتلايان را دارد و استان گلستان نيز چون اغلب افغانيها براي پيدا کردن کار معمولا به اين مکان ميروند تعدادي از اين مبتلايان مشاهده ميشود.
پزشکيان با بيان اينکه تاکنون سه نفر بر اثر اين بيماري جان خود را از دست دادند و مورد چهارمي هم ذکر شده که به علت اينکه آزمايشهاي گرفته شده از اين بيمار فوت شده جواب نداده، هنوز در خصوص اينکه به اين بيماري مبتلا بوده مورد ترديد است، اظهار داشت: عمده ترين علت ابتلا به اين بيماري سبزيجات آلوده بوده و آب هاي نوشيدني کشور سالم است چون تا کنون موردي به علت آب آلوده نداشته ايم.
وي در خصوص آخرين اقدامات جهت کنترل بيماري وبا در کشور گفت: تمامي سيستم بيماريهاي در کل کشور، با مشاهده هرگونه اسهال، تمامي نمونههاي آزمايشي را از بيمار ميگيرند و در صورتي که مورد مشکوکي مشاهده شود، آن محيط سمزدايي و به خانواده بيمار نيز توصيههاي لازم ارائه ميشود.
پزشکيان ادامه داد: هماکنون بيماري وبا در کشور در مرحله کنترل است چرا که در اغلب شهرستانهايي که اين بيمار مشاهده شده تعداد تکگير بوده و با وجود اينکه اين بيماري واگيردار است و ميتوانست در اين شهرستانها گسترش يابد، اما فقط موارد تکگير مشاهده شده است.


